با سلام…
امروز وقتی داشتم تو اینترنت سرچ می کردم خواستم ببینم که نوشته داستان عمو ابراهیم و اون مشتری خانوم! تا کجاها تو اینترنت رسوخ کرده.
اما متاسفانه دیدم که فردی در این وبلاگ نه تنها بدون اجازه بنده از داستان بنده استفاده کرده، بلکه در آخر داستان به عنوان نویسنده نام خود (آراندا) را نوشته است!
بنده خدا چندین روز هم بعد از نوشتن داستان در وبلاگ من، آن را در وبلاگ خودش انتشار داده و با این تاخیر زمانی، پته خود را کاملا” روی آب انداخته است! با مقایسه تاریخ انتشار داستان در وبلاگ بنده و وبلاگ ایشان همه متوجه خواهند شد که این داستان متعلق به کیست!
نمی دانم که آیا چندین به به و چه چه گرفتن از بازدید کنندگان وبلاگ به این می ارزد که کاری به این زشتی بکنیم؟
کاری که به زعم بنده دقیقا” دزدی است! و آنجایی از دزدی هم زشت تر می شود که آن را به نام خود معرفی کنیم!
شاید این نوشته را برای سایت “بالاترین” بفرستم بلکه زشتی اینگونه اعمال بیش از پیش نمایان شود.
به هرحال بنده خوشحالم که حداقل داستانم آنقدر خوب بوده است که برایش دزد پیدا شود!
ارادتمند – زرتشت
آراندا گفت،
سپتامبر 9, 2008 روی 5:30 ق.ظ
شرمنده به خدا . به اسم شما تغيير كرد . شما هم اگه اول علت كارمو از من سوال مي كردي . بعد يه آپ بر ضد من انجام مي دادي بهتر نبود .
من الان قانع شدم . گفتم كه داستانت به اسمت تغيير كرد . اسم وبتم اون زير نوشتم .
تا يه تبليغي براي تو باشه . گفتم اگه دوست هم داشته باشي پاكش مي كنم .
فريد گفت،
اکتبر 7, 2008 روی 3:02 ب.ظ
سلام بر دوست بزرگوار زردتشت
خوشبختانه مثل اينكه اراندا نوشته خود را تصحيح كرده
موفق باشيد