با سلام مجدد… امروز می خوام یکی از سوتی های وحشتناکی رو که اخیرا» از خودم ساطع کردم براتون بیان کنم! حدود 3-4 ماه قبل از ماه رمضون امسال بود که یه دوست خانوادگی جدید پیدا کردیم. یه خانواده 3 نفره بودند که اسم آقای خانواده حمید بود و اسم خانوم خانواده هم آناهیتا بود [...]