قطرات باران همچون گلوله های سنگی بر سر و صورت شهر می نشست. برف پاک کن ماشین هم یارای مقاومت در برابر این باران را نداشت. شب زمستانی سرد و خشنی بود که باید می گذشت! رادیوی ماشین هم همچون همیشه مشغول یاوه سرایی بود و من هم به انتظار نوری سبز پشت چراغ قرمز [...]