بایگانیِ فوریه 22, 2010

قطرات باران همچون گلوله های سنگی بر سر و صورت  شهر می نشست.  برف پاک کن ماشین هم یارای مقاومت در برابر این باران را نداشت. شب زمستانی سرد و خشنی بود که باید می گذشت! رادیوی ماشین هم همچون همیشه مشغول یاوه سرایی بود و من هم به انتظار نوری سبز پشت چراغ قرمز [...]