با سلام…
نمی دونم چی بگم؟ شاید باور نکنید اما تقریبا روزی نیست که بیش از سه چهار کامنت دریافت نکنم مبنی بر اینکه چرا داستانهایی که می نویسم، س ک س ی نیستند! بیشترشون هم همراه با رکیک ترین الفاظ و فحشها به من است!
آخرین کامنتی که برای داستان عمو ابراهیم دریافت کردم البته با کلی سانسور اینه:
خوب ریدم تو این داستان ک***ت. من فکر کردم داستان س ک س ی ه داستان از این بدتر نبود خوب **کش تو که می خواستی دروغ بنویسی یه دونه بهترش رو می نوشتی حیف که خر**** رو ترک کردم مگر نه می اومدم تو خونتون می ****. **کش ننه **** خواهر **** مادر ***. ببخشید این همه فحش دادم آخه آدم عصبانی میشه این همه داستان رو می خونه بعد حالیش میشه داستان س ک س ی نیست!
من نمی دونم آیا جایی تعهد دادم داستان س ک س ی بنویسم!
آیا واقعا نمی شه یک وبلاگ فقط به «داستان کوتاه» و دلنوشته های یک وبلاگ نویس تعلق داشته باشه؟
آیا این همه وبلاگ س ک س ی که مثل قارچ تو اینترنت روییده، پاسخگوی نیازهای! این افراد نیست؟
من چرا باید این همه الفاظ رکیک بشنوم؟
قضاوت با دوستان!
به امید داشتن امید ها و آرزوهای بزرگ برای همه عزیزان.
این ابلهی که کامنت رو زده خودش عرضه یه خط نوشتن نداره!
کارت عالیه ! ادامه بده و با ادامه دادنت پوز اینجور افرادو بزن.
کامنتارم بزار تایید کن! قرار نیست هر ننه قمری هر مزخرفی گفت اینجا نمایش داده بشه!
موفق و سربلند باشی
سلام
شما اصلا به اراجیف یه آدم عقده ای و روانپریش توجه نکنید!
واقعا جای تاسف داره که به جای تجلیل از چنین داستان هایی به تخریب می پردازن!
واقعا برای اون دوستمون(که طفلی دست خودش نیست)متاسفم!
اصلا خودتونو درگير همچين افرادي نكنيد . اينا مريضن. جاي تاسف داره ولي شما به دل نگيريد. داستاناتون بي نظيره.